دولت انگلستان به صورت رسمی اعلام کرده است که در موضوع برجام با سیاستهای جدید کاخ سفید همراهی نخواهد کرد و تلاش میکند منافع شرکتهای انگلیسی در ایران را در مواجهه با تحریمهای ثانویه آمریکا حفظ کند. پرسش اینجاست که پیشرانها و عدم قطعیتهای مرتبط با کنش برجامی انگلستان کدماند؟ به نظر میرسد مؤلفههای امنیت زدای فروپاشی برجام برای انگلستان، جایگاه جهانی پسابرگزیت انگلستان، پویشهای ژئوپلیتیکی و امنیتی منطقه، پویشهای سیاسی داخلی ایران و چانهزنی راهبردی انگلستان با آمریکا و اروپا از مهمترین پیشرانهای کنش برجامی انگلستان به شمار میروند. در ضمن، سطح موفقیت آمریکا در استفاده از ابراز اقتصادی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات ژئوپلیتیکی انگلستان و شخصیت اروپایی انگلستان پسابرگزیت نیز از مهمترین عدم قطعیتهای مرتبط با کنش برجامی انگلستان هستند.
"ما از بریتانیای جهانی میخواهیم تا از قدرت و نفوذ قابلتوجه دیپلماتیک خود استفاده کند تا تلاشی جهانی را برای تحقق یک توافق جامع با ایران دنبال کنیم"(1) این بخش از مقاله اخیر سفیر آمریکا در انگلستان در ترغیب و تهدید این کشور در پیوستن به کنشهای برجامی کاخ سفید نشانگر آن است که آمریکا به قدرت و نفوذ جهانی انگلستان در برسازی یک رژیم مؤثر تحریمی علیه ایران نیازمند است. چه در حوزه تحریمهای روسیه و چه در حوزه تحریمهای ایران پیش از توافق هستهای، انگلستان کنشگری مؤثر و موفق در حوزه اجماع سازی بهویژه در سطح اروپا بوده است.
1-پیشرانهای برجامی انگلستان
گرچه برخی گزارشها در خصوص پیامدهای منفی کنشهای برجامی کاخ سفید بر شرکتهای انگلیسی که در بازار ایران بهویژه در صنعت نفت و صنعت هوانوردی فعال هستند منتشر شده است(2) به نظر میرسد پیشرانهای کنشگری برجامی انگلستان بیش و پیش از آن که اقتصادی باشد جنبههای ژئوپلیتیکی، سیاسی و امنیتی دارد.
1-1-مؤلفههای امنیت زدای فروپاشی برجام برای انگلستان
کم نیستند تحلیلگران اروپایی که معتقدند از مهمترین دلایل موفقیت کمپین خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، مواجهه اروپا با پیامدهای امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ورود سیلآسای پناهجویان مناطق بحرانی خاورمیانه بوده که ایدههای گروهها و احزاب منتقد و یا ضد اتحادیه اروپا را برای مردم قابلقبولتر نموده است.(3)در این نگاه، بین تحولات امنیتی خاورمیانه و پویشهای سیاسی و امنیتی اروپا و انگلستان ارتباطی وثیق وجود دارد. بهعنوانمثال در صورت فروپاشی برجام، با توجه به ناکارآمد شدن ابزارهای دیپلماتیک در مدیریت تنشهای بین ایران و آمریکا، احتمال بروز جنگ یا نابودی رژیم اشاعه در منطقه خاورمیانه وجود خواهد داشت. درنتیجه، بیش و پیش از دیگر نقاط جهان، اروپا و انگلستان از این مخاطرات متأثر خواهند شد.
1-2-برجام و جایگاه جهانی پسابرگزیت انگلستان
چشمانداز راهبردی پسابرگزیت انگلستان دو مؤلفه اصلی دارد. نخست آنکه انگلستان پس از برگزیت، به قدرتی ژئواکونومیک و یکی از رهبران اصلی تجارت آزاد جهان تبدیل شود و با چابکیِ حاصل از رهایی از ساختارهای بوروکراتیکِ پیر، کُند و غیر منعطف اتحادیه اروپا، هم هزینههای خروج از اتحادیه اروپا را کاهش دهد و هم به حوزههای جدیدی برای کنشگری اقتصادی و تجاری دست یابد و به سمت گشودن بازارهای جدید جهانی حرکت کند. مؤلفه دوم نیز آن است که انگلستان در عرصه جهانی، بدل به قدرتی ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک شود. در قالب مؤلفه نخست، انگلستان صرفاً در چارچوب نقشآفرینی بهعنوان یکی از مدافعین اصلی نظم هنجاری نظام بینالملل و رژیمهای بینالمللی است که امکان پیگیری سیاستهای پسا برگزیتی چون "بریتانیای جهانی" را خواهد یافت. میدانیم که حمایت از نظم قاعده محور نظام بینالملل و تأکید بر نقش رهبری انگلستان در حمایت از نظم هنجاری سیاسی و اقتصادی در عرصه بینالملل و استفاده از ظرفیتهای این نظم برای توسعه اقتصادی انگلستان پسابرگزیت از اهداف این کشور در قالب سیاست"بریتانیای جهانی" است. (4) انگلستان خود را عضو مهمی از یک ابتکار بینالمللی درباره ایران میداند و در صورت کنشگری فعالانه (و یا حداقل کنش بلاغی) برای حفظ برجام به عنوان یک معاهده بینالمللی مبتنی بر رژیم عدم اشاعه میتواند به استفاده از فرصتهای هنجاری و ثروت آفرین بازی درون مرزهای بازی قواعد نظام بینالملل امیدوار باشد. مؤلفه دوم چشمانداز راهبردی پسابرگزیت انگلستان، یعنی بدل شدن به قدرتی ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک نیز با مسئله برجام در ارتباط است. درواقع بدل شدن به کنشگری مهم در برسازی آیندههای برجام، به تثبیت موقعیت جهانی انگلستان و جایگاهش در مناسبات آینده خاورمیانه و خلیجفارس یاری خواهد رساند.
1-3-فروپاشی برجام و پر شدن خلأ امنیتی منطقه توسط چین و روسیه
از نظر انگلستان، فروپاشی برجام فضا را برای کنش گری سایر کنشگران فرا منطقهای بهویژه روسیه و چین فراهم خواهد کرد. میدانیم که انگلستان بهشدت نسبت به نفوذ روسیه چه در عرصه اروپا و چه در عرصه خاورمیانه حساس است. بهعنوانمثال، در خودانگاره انگلستان، "یکی از مهمترین اهداف این کشور، کنش بهعنوان خاکریز مقابله با تهدید روسیه علیه لیبرال دموکراسی است"(5)در این نگاه، فروپاشی برجام و وابستگی احتمالی بیشتر ایران به دو کشور چین و روسیه، بسترساز "تغییر در پویش ژئوپلیتیکی خاورمیانه"(6) خواهد بود. به نظر میرسد انگلستان، رخدادهایی چون جایگزینی شرکت ملی نفت چین با شرکت فرانسوی توتال برای توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی را نیز در راستای روند تحول در پویش ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی منطقه تفسیر میکند.
1-4-برجام و پویشهای سیاسی داخلی ایران
در نظر انگلستان، توافق هستهای ایران صرفاً پیامد تحریمها و فشارها علیه ایران نبوده است بلکه ماحصل رقابتهای سیاسی داخل ایران نیز بوده است. در این نگاه، عملگرایان در ایران اروپا را ضامن حفظ برجام میدانند و فروپاشی برجام با تضعیف موقعیت عملگرایان در سپهر سیاسی ایران، انگیزه و اعتبار تحقق توافقات طولانیمدت با ایران را در حوزههایی چون کنشهای منطقهای ایران از بین خواهد برد. دیگر آنکه تلاش انگلستان برای حفظ برجام، موجبات حفظ و یا حتی گسترش پیوندهای دیپلماتیک انگلستان با ایران را فراهم میسازد.
1-5-برجام و چانهزنی راهبردی انگلستان با آمریکا و اروپا
میدانیم که انگلستان، اروپا و آمریکا، در خصوص کنشهای منطقهای و موشکی ایران، واجد برخی نگرانیهای مشترک امنیتی هستند. در این چارچوب، ایجاد یک ساختار مشترک کنش در مواجهه با ایران حتی در دوره حکمرانی گروه جدید حکمرانی کاخ سفید، همواره روی میز این سه قدرت نظام بینالملل قرار خواهد داشت. واقعیت دیگر آن است که آمریکا به انگلستان در ایجاد یک رژیم مهارکننده ایران محتاج است و اتحادیه اروپا نیز انگلستان را کنشگری مهم برای توفیق سیاستهای برجامی اش به حساب میآورد. به نظر میرسد در صورت تلاش انگلستان در حفظ برجام، واقعیتهای فوق، فرصت چانهزنی این کشور را در مقابل اروپا و آمریکا، در راستای اهداف اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن افزایش خواهد داد.
2-عدم قطعیتهای کنش برجامی انگلستان
در کنار پیشرانهای مورداشاره، کنش برجامی انگلستان با عدم قطعیتهایی نیز مواجه خواهد بود.
2-1- سطح موفقیت آمریکا در استفاده از ابراز اقتصادی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات ژئوپلیتیکی انگلستان
سطح موفقیت آمریکا در استفاده از ابراز اقتصادی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات ژئوپلیتیکی و امنیتی انگلستان، عدم قطعیت مهمی در برسازی سیاست برجامی انگلستان خواهد بود. میدانیم که این وعده طرفداران خروج از اتحادیه اروپا که انگلستان پسابرگزیت به سرعت به سمت انعقاد معاهدات تجاری پرسود با قدرتهای اقتصادی خارج از اتحادیه اروپا حرکت خواهد کرد نیز مستلزم برقرار روابط ویژه تجاری بهخصوص با آمریکا است. میزان پافشاری آمریکا در تحریم گسترده شرکتهای انگلیسی فعال در بازار ایران حتی به قیمت تضعیف روابط آنگلوساکسونی نیز از عدم قطعیت مهم در ارتباط با کنشهای برجامی انگلستان خواهد بود.
2-2-عدم قطعیت پیرامون شخصیت اروپایی انگلستان پسابرگزیت
مدیر اندیشکده چتم هاوس انگلستان طی یادداشتی(7)، ضمن اشاره ضمنی به روند حرکت اروپا در کسب خوداتکایی استراتژیک برای این نکته تأکید کرد که اگر اروپا قصد دارد که به لحاظ استراتژیک، مستقل از آمریکا شود، مبارزه برای حفظ برجام نقطهی شروع است. در این نگاه، اروپا تنها در صورتی میتواند با آمریکا بر سر ایران بهطور مؤثر گفتگو کند که خود به استراتژی مستقلی دست پیدا کند و تواناییهای خود را برای تصمیمگیری بر اساس منافع خود نشان دهد. این نظرگاه مدیر یکی از مهمترین پژوهشکدههای انگلستان نشانگر وجود گرایشهای قدرتمند قائل به لزوم کنش اروپایی انگلستان پسابرگزیت است. در این چارچوب، به نظر میرسد مواجهه با سناریوی انگلستانی خارج از اتحادیه اروپا ولی درون اروپا یا در مقابل آن سناریوی انگلستانی که پس از برگزیت به سمت گسترش پیوندهای خود با آمریکا حرکت کرده است، احتمالاً به کنشهای متفاوت انگلستان در مقابل ایران به صورت عام و برجام به صورت خاص خواهد انجامید.
لینک اصلی مقاله
برای ارجاع دانشگاهی: حسین مفیدی احمدی، انگلستان و برجام: از امنیتزدایی تا پویشهای ژئوپلیتیکی منطقه؛ شبکه مطالعات سیاستگذاری عمومی، مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری ،6 شهریور 1397
برچسب:
نویسنده: میلاد نعمتی